نحوه ي كلاسداري
هدف اصلی درس
هميشه بايد در نظر داشته باشيم كه هدف اصلي در تدريس چيست؟
آيا فقط آموزش مبحث خاصي ميباشد، يا آن كه در ضمن آموزش بايد سعي كنيم، دانشآموز را به عنوان يك شهروند مؤثر و مفيد براي جامعه به بار آوريم.يعني در نهايت روش درست زندگي كردن و انسان بودن را به او بياموزيم و از خود، خاطر خوبي در ذهن دانشآموزانمان به جا بگذاريم.
بررسي نحوه تدريس:
بهترين روش تدريس را چگونه ميتوان ارائه داد؟
اين سؤالي است كه تمامي همكاران به هنگام تدريس به آن ميانديشند. در گروهي از همكاران كم تجربه، گاهي اين سؤال به همراه اضطرابي خاص ظاهر ميشود و اگر به نحوي اين اضطراب را به هنگام تدريس بروز دهيم يعني «اولين پله شكست».
جلسه اول تدريس:
به عقيده تعداد زيادي از همكاران و دانشآموزان، مهمترين جلسه در طول سال همان جلسه اول است.
اولين برخورد معلم با دانشآموز چگونه بايد باشد؟
عدهاي از معلمين موفق جهاني معتقدند، اولين برخورد بايد به نحوي باشد كه دانشآموز حس كند در يك برنامهريزي كاملاً منظمي قرار گرفته است. كليه قوانين كلاس در طي سال، در همين جلسه بايد مشخص گردد. صحبتهاي مهمي از قبيل نحوه تدريس يا روش صحيح مطالعه يا نحوه برنامهريزي روزانه و همچنين اهميت انضباط در همين جلسه مطرح گردد. در مورد انتخاب نوع انضباط، اينكه از نوع انضباط مقتدرانه، بروني و مستبدانه، يا انضباط دموكراتيك، دروني با احساس مسئوليت و اينكه كدام يك مؤثرترند. قضاوت و ارزيابي به عهده خود شماست. همچنين معلمين موفق دنيا در جلسه اول نسبت به استفاده كمتر از برنامههاي تلوزيوني تأكيد دارند. آنها ميگويند برنامههاي تلوزيوني باعث كاهش فعاليت بدني و عموماً اتلاف وقت بچهها ميشوند.
اهميت ايجاد انگيزه در جلسه اول:
اگر معلم بتواند در جلسه اول اهميت فراگيري علم را به كلاس تزريق كند جلسات بعدي به مراتب بسيار بهتر و ارزندهتر ميشوند و كلاس از معلم محوري به سوي شاگرد محوري حركت كره و تبديل به كلاسي پويا و ارزنده ميگردد.
نحوه شروع تدريس:
شاگردان معمولاً دوست دارند معلم قبل از شروع درس جديد، خلاصهاي از مطالب گذشته را اشاره كند و معتقدند اين كار باعث ايجاد آرامش در فراگيري مطالب جديد ميگردد. اين احساس، اطمينان روحي را كه مطالب قبلي تماماً مرور و وارد ذهن ما شده و اكنون آماده پذيرش جديد هستيم، را ميدهد. و اين خيلي فرق ميكند با معلمي كه به نظر دانشآموزان از يك نقطه گنگ شروع به حركت ميكند. در اين موارد بسياري از بچهها چون اطمينان به دانستن مطالب سابق ندارند و در ذهن خود اتصال مطالب جديد به قديم را نمييابند، لذا بيشتر به گذر وقت ميانديشند، تا آنچه معلم بيان ميكند.
روش موفق تدريس از ديدگاه دانشآموزان
اكثريت دانشآموزان، كلاس معلم محوري را كه در آن سخنران مطلق معلم باشد قبول ندارند. ناسازگاري در چنين كلاسهايي به صور مختلفي بروز ميكند.
اكثريت آنان روي حل تمرين اضافي تأكيد دارند. اگر معلم مطالب گفته شده را به صورت تمرين يا سؤال اضافي بدهد، تا دانش آموزان چند لحظهاي روي گفتههاي او، فكر كنند و خود را بيازمایند كه تا چه حد مطالب را فرا گرفتهاند، آنگاه با آرامش بيشتري، ديگر مطالب را پيگري ميكنند. بچهها اغلب معتقدند درس بايد توأم با مثالهاي دلنشين و مسائل روزمره باشد، بيان قصهوار مطالب ميتواند در كلاس ايجاد علاقه به گوش دادن كند. بيان قصهوار همان موردي است كه قرآن در بسياري مواقع جهت جذابيت و مؤثر بودن آموزش خاصي استفاه نموده است. در غير اين صورت كلاس خشك و خستهكننده ميشود.
نحوه فعال نگاهداشتن كلاس توسط معلم:
چگونه ميتوان كلاس پويا و پر تحرك داشت؟
جهت فعال نگهداري كلاس بايد مرتباً از بچهها كار كشيد. معلميني كه تمام مدت سخنران مطلق هستند معمولاً مواجه با كلاسي خوابآلود و بيتحرك ميشوند. با جملات سادهاي نظير: «خوب تا حال چه گفتيم»، «فكر ميكنيد بعد چه ميشود»، «كي ميتونه بگه»، «كي ميتونه سريعتر به جواب برسه»، «ميخواهم ببينم سرعت عمل كي بيشتره»، «تصور كنيد در اين شرايط هستيد چه ميكنيد» نظير اين پرسشها ميتواند باعث ايجاد كلاسي كاملاً فعال باشد. چنين سؤالاتي با ايجاد حس كنجكاوي بچهها را وادار به تفكر بيشتر روي موضوع مينمايد. به خصوص اگر محاسن مطالب يا كاربردهاي آنها در زندگي را بدانند. در واقع ايجاد انگيزه براي فهم بهتر مطالب را كردهايم و اين باعث ميشود مطالب بهتر جا بيفتند و باور يادگيري و اعتماد به نفس و تسلط روي موارد درس داده شده ايجاد ميگردد. زيرا در اين موارد نتيجه آن چيزي نيست كه معلم بيان كرده باشد بلكه بچه تصور ميكند نتيجه همان چيزي است كه خود به آن رسيده است.
نكته مهم ديگر ،عدم تكرار بيش از حد مطلب است. معلميني كه مطلب سادهاي را بارها تكرار ميكنند، باعث خستگي و بيحوصلگي كلاس ميگردند. روانشناسان معتقدند بيشترين گيرايي در يك سخنراني حدود بيست دقيقه اول ميباشد و معلميني كه تا ثانيههاي آخر كلاس موارد بسيار بسيار مهم را ميگويند بهتر است به حد كشش طبيعي كلاس نيز توجه داشته باشند.
علل لزوم پرسش درس از ديدگاه بچهها و معلمين
در مورد درس پرسي، معمولاً همكاران و شاگردان اتفاقنظر دارند كه اگر اين كار انجام نشود عملاً كارآيي كلاس پائين ميآيد. شاگردان ميگويند اگر بهترين معلم را هم داشته باشيم ولي مرتباً درس را از ما نخواهد كار يادگيري بسيار مشكلتر است. كلاً ايجاد سؤال باعث تحريك حس كنجكاوي و حركت بيشتر براي يافتن پاسخ ميشود. معلم ميتواند تمامي مطالب مهم جلسه قبل را به صورت سؤالهاي عمومي در كلاس مطرح كند، تا كليه مطالب مرور شوند و كلاس آمادهي پذيرش درس جديد گردد.
فصل دوم بررسي موارد تربيتي در امر تدريس
بررسي لحن اداي مطالب از ديدگاه بچهها و معلمين:
در اين مورد كه معلم نبايد يكنواخت صبحت كند، تقريباً همه اتفاقنظر دارند. معلم بايد در ضمن صحبت با تغيير لحن صدا، بلندي يا كوتاهي صدا، ايجاد مكث و سكوت، از يكنواختي صدا پرهيز نمايد. نكته ديگر مسئله صداي بلند در تدريس ميباشد شاگردان معتقدند برخي معلمين كه عادت دارند خيلي بلند تدريس كنند، آرامش كلاس را به هم ميزنند و توجه ما را به درس كاهش ميدهند.
نحوه برخورد معلم با دانشآموز (بعد عاطفي)
بچهها ميگويند ما نياز داريم كه به ما اعتماد به نفس داده شود و براي ما ارزش قائل شوند. تجربه نشان ميدهد معمولاً معلميني كه چند سال تدريس با يك كلاس خاصي را به عهده دارند، شناخت بيشتري روي بچهها پيدا كردهاند. اين معلمان معمولاً شاگردان را به نام صدا ميكنند و چون به خصوصيات بچهها آگاهند، پس موفقتر از حالتي هستند كه بخواهند به عنوان تازه وارد و غريبه وارد كلاس شوند، و با نگاه ناآشنا به چهرهها بنگرند، لذا اين خود نمايانگر اهميت شناخت روحيه دانشآموزان در فهماندن درس ميباشد.
بررسي بهترين روشهاي تشويق و تنبيه
يكي از روانشناسان ميگويد به هر كس اظهار اطمينان كنيد سعي خواهد كرد كه خود را لايق آن سازد. يادم ميآيد خود بچهها در بررسي روشهاي تشويق و تنبيه موفق، معتقدند: معلمي كه روحيه آنها را درك كند، با صحبتهاي موردي با افراد كلاس و نشان دادن اهميت به شخصيت بچه و تقويت اعتماد به نفس، باعث ايجاد علاقه در آنها ميگردد. ميگويند در اين صورت با كوشش بيشتري سعي ميكنيم رضايت او را به دست آورده و لايق اعتماد وي باشيم. لذا چنين معلمي بهترين تشويق را در مورد ما به كار بسته است.
اكنون ببينيم نظر خود شاگردان در مورد بهترين روش تنبيه چيست:
بچهها ميگويند بهترين روش تنبيه كم توجهي معلم به ما ميباشد. وقتي تمرين نگاه ميكند با دفتر ما كاري ندارد، سر كلاس درس اصلاً نگاهي به ما نمياندازد. ورقه امتحاني ما را نميگيرد و براي درس پرسي صدايمان نميزند. در آن صورت عذابآورترين لحظات را ميگذرانيم. برخي ديگر ميگفتند بدترين نوع تنبيه معلم همان چهره ناراحت وي است كه گاهي توأم با جملاتي نظير اينها ميشود «از تو توقع نداشتم»، «خيلي بيشتر از اينها انتظار داشتم»، «نا اميدم كردي».
نحوه تشويق موفق از ديدگاه روانشناسان:
گروهي از روانشناسان معتقدند تمجيد بايد واقعي باشد و آگاهانه و دقيق به كار رود و فقط هنگامي كه بچه كار موفقيتآميزي انجام داده از آن استفاده كنيم.
در مورد تشويق كردن دانشآموزان بايد در نظر داشته باشيم كه تشويقهاي ما بايد صميمانه و صادقانه و واقعي باشد. جملاتي نظير: «ميدانم كه آينده تو روشن است» ميتوانيم در دل دانشآموز نور اميدواري بتابانيم و بگذاريم اعتماد به نفس وجود وي را منقلب نمايد.
متأسفانه گروهي از معلمين كم تجربه معمولاً در برخورد با نقاط ضعف شاگردان به شدت عصباني ميشوند و شماتت، يعني راحتترين كار را انجام ميدهند نظير: «تو هيچي نميشي» «بياستعداد هيچي نفهم» «مهماني آمدي» و... با وي برخورد شديدي دارند و ناخودآگاه باعث فلج فكري بچه ميشوند. شايد در اين لحظات فراموش ميكنند، اگر معلمي عصبانيت خود را بروز دهد در واقع شكست خود را امضاء كرده است. يك معلم عصباني در واقع نشان ميدهد قدرت خودداري ندارم و از كوره در ميروم، من قدرت كنترل خود را ندارم در حالي كه قويترين مردمان آنانند كه خشم خود را فرونشانند لذا چنين معلمي در واقع به ضعف خود اعتراف كرده است.
نحوه برخورد با شاگردان ناسازگار:
مهمترين موردي كه معمولاً در اداره نظم و انضباط كلاس با آن مواجه هستيم همين مشكل نحوه برخورد با بچههاي ناسازگار است. برخي معلمان، به عنوان اولين قدم در مواجه با اينان از روش بيرون كردن شاگرد استفاده ميكنند. در حالي كه معلم در لحظهاي كه شاگرد را بيرون ميفرستد در واقع اعلام ميكند كه من تحمل مبارزه با تو را ندارم. يا به بيان كوتاهتر آنكه ميگويد «در مقابل تو من با زندهام». خود دانشآموزان كلاس نيز اين روش را نشانه ضعف معلم خود ميدانند. آنها به طور ناخودآگاه، احساس دلسوزي براي چنين شاگردي كه در جمع تنبيه شده را دارند. كه باز اين به نفع معلم نيست. پس چه بايد كرد.
به قول شاعر:
به شيرين زباني و لطف و خوشي تواني كه پيلي به موئي كشي
معمولاً ملايمت و خوشزباني خيلي بيشتر از غضب و درشتي در خلق نافذ ميافتد به قولي قطرهاي عسل بيشتر از خرواري زهر مگس را جلب ميكند پس اگر ميخواهيد كسي را با خود هم عقيده كنيد به ملايمت سخن آغاز كنيد و بكوشيد طوري صحبت كنيد كه طرف مقابل را مكرر به بله، بله گفتن وادار كنيد و طوري حركت كنيد كه هرگز كلمه نه را به زبان نياورد، در اين صورت طرف مقابل را براي پذيرفتن رأي و پيشنهاد خود، حاضر و آماده كردهايم. حس مسئوليت ايجاد كنيم به همراه تلقين اين جمله: «ميدانم از عهده آن بر ميآيي» كمكش كنيم تا بتواند خود را در جمع كلاس مطرح كند. اين نياز طبيعي خود را به نحو مطلوبتري ارضاء نمايد و مسئوليتهايي از قبيل رهبري يك گروه كوچك علمي، يا ساخت وسيله كمك آموزشي، يا نقد و بررسي يك فيلم آموزشي، تصحيح برخي تكاليف را به وي واگذار كنيم. معلم بايد اين باور را در آنها ايجاد كند كه زندگي امروز ما تصويري از زندگي آينده است اگر امروز خود را درست بسازيم فرداي ما نيز به شكل مطلوبي ساخته خواهد شد.
فصل سوم «روشهاي جلب توجه دانشآموزان»
شناسايي عوامل تباهسازي آينده
با شناسايي عوامل تباهسازي آينده يعني دشمناني كه قبلاً صحبتش را داشتيم ميتوان در مبارزه با آنها موفق بود:
1) دانشآموزي كه در مقابل درس و معلم خود احساس تعهد نميكند و با همكلاسهايش ناسازگار است فرد مفيدي براي جامعه آينده نخواهد بود و آينده بدي در انتظار دارد.
2) كساني كه نسبت به انجام وظايف خود كوشش نميكنند در كار و شغل آينده خود نيز احساس مسئوليت نخواهند داشت.
3) اگر از دوره كودكي و نوجواني به مراقبت و نگهداري وسايل خود عادت نكنيم و نظم و انضباط نداشته باشيم در اداره زندگي هميشه مشكل خواهيم داشت و فردي ناتوان و بيعرضه خواهيم بود. علاوه بر اين منظم بودن باعث صرفهجويي زيادي در وقت ما خواهد شد.
4) اگر از حالا با نشاط و روحيه شاد با دوستان خود بازي و تفريح نكنيم در آينده نيز فردي عبوس و غمگين خواهيم بود.
بررسي نقش روحيه معلم در امر كلاسداري:
روانشناسان ميگويند: اگر ميخواهيد محبوب باشيد همواره تبسم بر لب داشته باشيد.
دانشآموزان معمولاً معتقدند تحمل كلاسهايي با معلمين عبوس، بسيار خسته كننده و زجرآور است. نشاط توأم با لبخند معلم باعث جذابيت كلاس ميشود. حضرت علي (ع) ميفرمايد:
«گشادهرويي و خوش خويي، دام دوستي است و از دست دادن فرصت غم و اندوه ميآورد» «با خوش خويي و گشادهرويي ميتوان دامان مردم را به دست آرود با مردم چنان آميزش و رفتار كند كه اگر در آن حال مرديد بر جدايي شما بگريند و اگر زنده مانديد خواهان معاشرت با شما باشند.»
چگونه ميتوان روحيهاي شاد داشت:
شادماني يا خوشحال زيستن، آن است كه انسان ظرفيت لذت بردن از مواهب زندگي را داشته باشد و بايد لذت خوب بودن و مهرباني كردن و يا تدريس در كلاس و... را قدر بشناسيم و گرامي بداريم آنگاه خواهيم ديد كه چگونه زندگي تلخ به كام ما شيرين خواهد شد. فكر كنيم آنچه داريم فعلاً همين وضعيت است پس چطور با آن بسازيم تا لذت بيشتري با گذر عمر به دست آوريم. در زندگي لذتهاي كوچكي هست كه اكثريت مردم از آن غافلند مانند كمك به همنوع، تغيير روحيه افسرده بچهها، داشتن خانواده صميمي، داشتن دوستان خوب و يكدل، نوازش بچهاي كوچك، گوش دادن به
نياز به انجام كار گروهي در شاگردان:
معلم بايد دانشآموزان را براي مقابله با هر نوع حادثه يا پيشامدي آماده كند. كار گروهي عامل آمادهسازي بچهها براي نيل به پيروزي است. معلم بايد شاگردان را در ضمن درس، براي داشتن روحيه همكاري كمك كند. بسياري از معلمين معتقدند هنگامي كه كارها را بين دانشپژوهان تقسيم ميكنيم، باعث ميشويم خود آنها براي پيشرفت كارها نقشه بكشند و اين امر موجب ايجاد قدرت و سرعت توأم با نشاط در شاگردان ميگردد. لذا كلاس ايدهآلي خواهيم داشت كه در آن همه در حال تلاش هستند.
چگونه شاگردان را وادار به درس خواندن كنيم:
ايجاد ميل و انگيزه جزء مهمترين و مؤثرترين روشها ميباشد. با ايجاد دلخوشي و اعتماد به نفس، رغبت به انجام كار بيشتر ميگردد.
نياز به جلب توجه در دانشآموزان:
معلم با توجه به اين نياز شديد، بايد برخورد مناسبي با اين گروه سني داشته باشد. يكي از همكاران با تجربه، راز توفيق خود را، چنين بيان ميكرد:من در اولين جلسه، امتحان سادهاي از بچهها به صورت كتبي ميگيرم، تا هم سطح فعلي كلاس را بدانم و هم در حين كار، همينطور كه قدم ميزنم، نامهاي آنها را به خاطر بسپارم. نام هر كس براي خود، مهمترين كلمه ميباشد.