مراحل تولید کاغذ
| توليد كاغذ و مراحل آن | |
|
توليد كاغذ. فرايند توليد كاغذ از اين قرار است: الياف سلولزي را در آب ميگذارند تا رطوبت را جذب كنند و متورم و نرم شوند؛ بعد آنها را روي يك شبكه سيمي ظريف پهن ميكنند تا آب موجود در الياف گرفته شود و رشتههاي مرطوب بر سطح شبكه فرو نشينند و يك تخته شوند. الياف با از دست دادن آب به هم نزديك ميشوند و در نقاطي كه الياف روي هم قرار ميگيرند نوعي اتصال شيميايي از نوع هيدروژني شكل ميگيرد و آنها را به هم متصل ميكند. اين ارتباط و خود اتصالي، كليد اصلي توليد يك برگ كاغذ چسبنده و سخت و محكم است. در اين حالت به هيچ گونه چسب اضافي نياز نيست و كاغذ پس از خارج شدن آب از الياف سلولزي و خشك شدن آنها ساخته ميشود. | |
چه روشی در مواجهه با دانش آموز بهتر است؟
| چه روشی در مواجهه با دانش آموز بهتر است؟ | |
|
بررسی نحوه برخورد با دانش آموزان در مدارس ● راهبردهای تشویق و تنبیه: چهار راهبرد اصلی برای تغییر رفتار از طریق تشویق و تنبیه وجود دارد که به شرح زیر پیش بینی شده است . ۱) تقویت مثبت: به معنی تشویق یک فرد به خاطر انجام رفتار قابل قبول و پسندیده است. در حقیقت تقویت مثبت یعنی ارائه یک پاداش جالب توجه به یک فرد به دنبال انجام یک رفتار مطلوب تعریف می شود . اگر دانش آموزی به یک فرد نابینا در گذشتن از یک خیابان کمک کرده باشد و ما بلافاصله در سر صف از او ستایش به عمل آورده و یا جایزه ای از این بابت به او بدهیم رفتار او را به طور مثبت تقویت می کنیم و بدین وسیله احتمال تکرار این عمل را در او تقویت خواهیم کرد. ۲) تقویت منفی (یادگیری اجتنابی)
یادگیری اجتنابی یا تقویت منفی یعنی اجتناب از اعمال تنبیه نسبت به کسی که از انجام کار نامطلوبی دست برمی دارد. به عنوان مثال : دانش آموزی معمولا تکالیف خود را خوب انجام نمی داده است و هر روز مورد توبیخ قرار می گرفته و از نمره اش کم می شده است . امروز دانش آموز تکلیفش را انجام داده است در مقابل انجام وظیفه معلم برخلاف روزهای دیگر او را سرزنش نمی کند و نمره اش را کاهش نمی دهد این اجتناب از اعمال تنبیه، تقویت منفی نام دارد. ۳) خاموشی: اگر رفتاری را که با تقویت مثبت افزایش یافته برای مدتی تقویت نکنیم به تدریج از نیرومندی آن کاسته می شود و سرانجام به کلی متوقف می گردد به این فرایند خاموشی رفتار گویند یا به تعبیری دیگر از خاموشی به عنوان کاهش یا از بین بردن رفتار نامطلوب به علت استفاده ن کردن از تقویت مثبت تعریف شده است. گاهی اوقات یک دانش آموز برای آنکه مورد توجه قرار گیرد دست به اذیتها ، شیطنت ها و شیرین کاریهایی می زند که سبب اختلال در نظم کلاس و یا الگوبرداری غلط توسط دانش آموزان دیگر می شود. بعضی از معلمین یا مدیران از کار چنین دانش آموزی به شدت عصبانی می شوند و از روش تنبیه استفاده می کنند. در حالی که هدف دانش آموز همین کسب توجه از طریق کارهای نامطلوب بوده است. اما در مقابل عده ای از مدیران و معلمین مدبرانه برخورد می کنند و اصولا به موضوع اعتنایی نمی کنند در نتیجه مشاهده می شود که دانش آموز دست از این کار خود برمی دارد. در حقیقت این مدیران با استفاده از راهبرد خاموشی، رفتار فرد را در یک مورد ناخواسته تضعیف کرده اند. ۲) تنبیه : هرگاه دانش آموزی رفتارهای نامطلوب از خود بروز دهد که سبب آسیب رساندن، ضرر رساندن و بی نظمی مدرسه شود ممکن است با رعایت همه جوانب امر او را مورد تنبیه قرار داد پس جزای ناموفق یا ناخوشایندی که در نتیجه رفتار نامطلوب فرد به کار گرفته می شود ، تنبیه نامیده می شود. ● ظرافتهای کاربرد تشویق و تنبیه در مدارس مدیر یا معلم آگاه و مومن به فلسفه و مبانی تعلیم و تربیت، با تخصصی که دارد می داند چگونه و به چه شکلهایی آدمهای تحت تربیت خود را تربیت کند تا آنها را به درجه ای از رفتار که هدف نظام آموزشی است و خود او به آن ایمان دارد برساند. تشویق و تنبیه موقعی موثر است که در ارتباط با مسائل تربیتی بوده و آگاهانه انجام گیرد. در هر تشویق و تنبیه باید علت و نتیجه تربیتی آن برای مربی و شرایط و نیازهای دانش آموز مورد توجه قرار گیرد. از تشویق و تنبیه می توان به عنوان بهترین محرک در راه پیشبرد اهداف تربیتی استفاده کرد. تشویق شکلها و کاربردهای فراوانی در مدرسه دارد. یک لبخند، یک تبریک، یک تشکر و یک هدیه کوچک و خیلی چیزهای دیگر می تواند محرک مناسبی برای بسیاری از دانش آموزان باشد. در هر تنبیهی معلم یا مدیر باید بداند که برای چه تنبیه می کند و چه نتایج و اثراتی روی دانش آموزان دارد. دانش آموز نیز باید بداند به خاطر چه رفتاری تنبیه می شود . البته باید دانست که تنبیه فقط جلوی انجام عمل ناخواسته را به طور موقت می گیرد. برای آنکه رفتار دانش آموز تغییر کند ، باید همراه با تنبیه ، رفتار درست را نیز به او نشان داد. ● پیامدهای زیانبار تنبیه: تنبیه یک ابزار تربیتی ناخوشایند است که در مواقعی به ناچار مورد استفاده قرار می گیرد. در مورد مضرات تنبیه می توان به موارد زیر اشاره کرد: ▪ بچه ها دروغگو می شوند. ▪ افسردگی و بیماری های عصبی به وجود می آورد. ▪ سبب ترس می شود. ▪ افراد ریاکار و حیله گر می شوند. ▪ افراد کند ذهن می شوند و خلاقیت خود را از دست می دهند. ▪ اعتماد به نفس بچه ها کم می شود. ▪ احترام و اعتماد بچه ها نسبت به بزرگترها کم می شود. باید دانست که تنبیه حربه اولیه ای است که ممکن است در جایی مناسب و در جایی نامناسب و زیان آور باشد . به هرحال از تنبیه نباید به عنوان اولین وسیله استفاده کرد ولی اگر مجبور به استفاده از آن شویم باید به صورت موقت از آن استفاده کنیم تا به روش بهتر و مناسب تر دسترسی پیدا کنیم و تشویق علاوه بر آنکه سبب افزایش میل به کار، رضایت خاطر و تقویت روحیه افراد می شود ، وسیله ای برای شکل گیری و بهسازی شخصیت آنها نیز به حساب می آید. تشویق می تواند بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی افراد را برطرف کند. علاوه براینها تشویق وسیله مناسبی برای به وجود آوردن نگرش مثبت، دوست داشتن متقابل ، قدردانی و ارزش دادن به انسانهاست ، پاداش و تشویق مطمئن ترین و اساسی ترین ابزار انگیزش همه انسانها منجمله دانش آموزان و معلمان می باشد که کاربرد آن باید در صدر همه فعالیتهای مدیران قرار گیرد. فریبا عارف نیا،کارشناس گروههای آموزشی منابع: -۱ علی اکبر سیف، روانشناسی تربیتی (روانشناسی آموزش و یادگیری) -۲ سیداحمد زرهانی ، عزیزالله تاجیک اسماعیلی ، نگاهی به نقش تربیتی خانه و مدرسه ، پاییز ۱۳۷۳ -۳ سید محمد میرکمالی ، روابط انسانی در آموزشگاه ، نشر سیطرون فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش ، شماره ۱۰ تابستان ۱۳۷۳ -۴ علی اکبر سیف ، تغییر رفتار و رفتار درمانی، نظریه و روشها ، تهران نشر دانا -۵ عبدالله مجوزی، چرا تنبیه، تهران ، انتشارات اولیاء و مربیان ۱۳۷۲ -۶ بیژن هوشنگی، ماهنامه پرورشی تربیت، شماره ۳ آذر ۷۸ روزنامه رسالت ( www.resalat-news.com ) |
نکاتی درباره ی درس تفکر وپژوهش
یک معلم خوب شما را به اندیشیدن وا می دارد حتی وقتی نمی خواهید این کار را بکنید.
برنامه درسی تفکر و پژوهش که در پایه ی ششم آموزش داده می شودعلاوه بر مهارت های تفکر و پژوهش ،هدفش کسب صلاحیت های پایه و منش تفکر است. صلاحیت های پایه عبارتند از:
تخیل ،حل مساله ، تفکر انتقادی،ابداع و خلق ، تفکر سیستمی ،پرسشگری، کاوشگری،هدایت مشاهدات،قضاوت بر اساس شواهد، تصمیم گیری، قضاوت بر اساس نظام معیار،تامل در خود،خود ارزشیابی بر اساس نظام معیار.
در کلاس پژوهش معلم دانای منحصر به فرد نیست.
کتاب متفرقه برای درس پژوهش مجاز نیست. پوشه ی کار جدا لازم نیست. پوشه کار کتاب کاردانش آموز است.
امتحان هماهنگ ندارد. خود ارزیابی در منزل : ما به دقت و صحت خود ارزیابی ها نمره می دهیم نه ایده ها
درس پژوهش از ابتدا تا دانشگاه به دنبال این رویکرد است: 1- قضاوت و ارزشیابی 2- کاوشگری
ابزار و روش های ارزشیابی: 1- فرم ثبت مشاهدات یا سیاهه ی رفتار (چک لیست) که توسط معلم برای هر جلسه تکمیل می شود. 2- کتاب کار پوشه کار دانش آموز را ازابتدا تا انتهای سال تحصیلی ایفا می کند.
ارزشیابی درس پژوهش: 10 نمره ارزشیابی فرآیندی و مستمر + 10 نمره ارزشیابی پایانی که 5 نمره به صحت عملکرد دانش آموز در انجام خود ارزیابی اختصاص می یابد و 5 نمره به صحت و دقت فعالیت کتاب
نکته : خود ارزیابی دانش آموزان نمره ندارد. « کبری صالحی»نکاتی در باره ی فارسی ششم
نکاتی مهم در تدریس فارسی ششم
یکی از مهم ترین هدف درس فارسی ، خوانش صحیح آن است مشارکت دانش آموزان در بحث های گروهی و یا فردی و ایجاد فرصت برای اظهار نظر و گفت و گو در کلاس از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در فعالیت «کارگاه درس پژوهی» فعالیت های متنوعی در نظر گرفته شده است تا فراگیران به مطالعه بیشتر و شرکت در فعالیت های گروهی و ایجاد فضای بحث و گفتگو تشویق شوند.
«حکایت ها» و «بخوان و بیندیش» و « بخوان و حفظ کن » در جهت تقویت روان خوانی و افزایش خزانه ی لغات دانش آموزان می باشد.
به موازات کتاب خوانداری کتاب مهارت های نوشتاری نیز در اختیار دانش آموزان قرار گرفته است و توصیه می شود که در کلاس آموزش و انجام شود. دانش آموزان پاسخ های خود را می خوانند و توسط آموزگار و دانش آموزان مورد بررسی قرار می گیرد.
ارزشیابی املا
10 نمره به صورت املای تقریری و 10 نمره دیگر با طرح سوالاتی که مفهوم و بار املایی دارند .(مانند تمرینات املایی کتاب مهارت های نوشتاری) « اکبر کشتکار»آزمایش ( بار الکتریکی)
1- قطب نما را روی میز قرار می دهیم. عقربه های قطب نما پس از چندین نوسان در امتداد شمال و جنوب قرار می گیرد.
2- یک بادکنک را باد کرده و به موهای خشک یک دانش آموز یا روی یک پارچه پشمی می مالیم.
3- بادکنک را روی قطب نما نگه می داریم.
نتیجه : عقربه های قطب نما شروع به چرخیدن می کند. چرا؟
مغناطیسی یا آهنربا از نوعی سنگ معدن آهن گرفته شده است . مشهور است که این ماده برای نخستین بار در محلی به نام magnesia در آسیای صغیر (ترکیه امروز) مشاهده شده است و دارای این ویژگی است که ذرات آهن را می رباید. چنین ماده ای را آهنربا می گویند.جدول بودجه بندی دروس ششم
|
ماه درس |
مهر |
آبان |
آذر |
دی |
بهمن |
اسفند |
فروردین |
اردیبهشت |
|
قرآن |
14
|
28 |
42 |
56 |
64 |
76 |
84 |
96 |
|
هدیه های آسمان |
19 |
28 |
37 |
45 |
49 |
57 |
62 |
71 |
|
فارسی |
22
|
38 |
50 |
62 |
72 |
86 |
93 |
105 |
|
ریاضی |
24 |
48 |
72 |
96 |
109 |
128 |
140 |
160 |
|
علوم |
20 |
33 |
46 |
59 |
66 |
75 |
82 |
95 |
|
مطالعات اجتماعی |
24 |
40 |
56 |
70 |
86 |
102 |
111 |
124 |
|
تفکر و پژوهش |
هر جلسه یک فعالیت |
هر جلسه یک فعالیت | ||||||
|
کارو فناوری |
16
|
32 |
48 |
62 |
طراحی واجرای یک پروژه |
طراحی واجرای یک پودمان | ||
نحوه ي كلاسداري
هدف اصلی درس
هميشه بايد در نظر داشته باشيم كه هدف اصلي در تدريس چيست؟
آيا فقط آموزش مبحث خاصي ميباشد، يا آن كه در ضمن آموزش بايد سعي كنيم، دانشآموز را به عنوان يك شهروند مؤثر و مفيد براي جامعه به بار آوريم.يعني در نهايت روش درست زندگي كردن و انسان بودن را به او بياموزيم و از خود، خاطر خوبي در ذهن دانشآموزانمان به جا بگذاريم.
بررسي نحوه تدريس:
بهترين روش تدريس را چگونه ميتوان ارائه داد؟
اين سؤالي است كه تمامي همكاران به هنگام تدريس به آن ميانديشند. در گروهي از همكاران كم تجربه، گاهي اين سؤال به همراه اضطرابي خاص ظاهر ميشود و اگر به نحوي اين اضطراب را به هنگام تدريس بروز دهيم يعني «اولين پله شكست».
جلسه اول تدريس:
به عقيده تعداد زيادي از همكاران و دانشآموزان، مهمترين جلسه در طول سال همان جلسه اول است.
اولين برخورد معلم با دانشآموز چگونه بايد باشد؟
عدهاي از معلمين موفق جهاني معتقدند، اولين برخورد بايد به نحوي باشد كه دانشآموز حس كند در يك برنامهريزي كاملاً منظمي قرار گرفته است. كليه قوانين كلاس در طي سال، در همين جلسه بايد مشخص گردد. صحبتهاي مهمي از قبيل نحوه تدريس يا روش صحيح مطالعه يا نحوه برنامهريزي روزانه و همچنين اهميت انضباط در همين جلسه مطرح گردد. در مورد انتخاب نوع انضباط، اينكه از نوع انضباط مقتدرانه، بروني و مستبدانه، يا انضباط دموكراتيك، دروني با احساس مسئوليت و اينكه كدام يك مؤثرترند. قضاوت و ارزيابي به عهده خود شماست. همچنين معلمين موفق دنيا در جلسه اول نسبت به استفاده كمتر از برنامههاي تلوزيوني تأكيد دارند. آنها ميگويند برنامههاي تلوزيوني باعث كاهش فعاليت بدني و عموماً اتلاف وقت بچهها ميشوند.
اهميت ايجاد انگيزه در جلسه اول:
اگر معلم بتواند در جلسه اول اهميت فراگيري علم را به كلاس تزريق كند جلسات بعدي به مراتب بسيار بهتر و ارزندهتر ميشوند و كلاس از معلم محوري به سوي شاگرد محوري حركت كره و تبديل به كلاسي پويا و ارزنده ميگردد.
نحوه شروع تدريس:
شاگردان معمولاً دوست دارند معلم قبل از شروع درس جديد، خلاصهاي از مطالب گذشته را اشاره كند و معتقدند اين كار باعث ايجاد آرامش در فراگيري مطالب جديد ميگردد. اين احساس، اطمينان روحي را كه مطالب قبلي تماماً مرور و وارد ذهن ما شده و اكنون آماده پذيرش جديد هستيم، را ميدهد. و اين خيلي فرق ميكند با معلمي كه به نظر دانشآموزان از يك نقطه گنگ شروع به حركت ميكند. در اين موارد بسياري از بچهها چون اطمينان به دانستن مطالب سابق ندارند و در ذهن خود اتصال مطالب جديد به قديم را نمييابند، لذا بيشتر به گذر وقت ميانديشند، تا آنچه معلم بيان ميكند.
روش موفق تدريس از ديدگاه دانشآموزان
اكثريت دانشآموزان، كلاس معلم محوري را كه در آن سخنران مطلق معلم باشد قبول ندارند. ناسازگاري در چنين كلاسهايي به صور مختلفي بروز ميكند.
اكثريت آنان روي حل تمرين اضافي تأكيد دارند. اگر معلم مطالب گفته شده را به صورت تمرين يا سؤال اضافي بدهد، تا دانش آموزان چند لحظهاي روي گفتههاي او، فكر كنند و خود را بيازمایند كه تا چه حد مطالب را فرا گرفتهاند، آنگاه با آرامش بيشتري، ديگر مطالب را پيگري ميكنند. بچهها اغلب معتقدند درس بايد توأم با مثالهاي دلنشين و مسائل روزمره باشد، بيان قصهوار مطالب ميتواند در كلاس ايجاد علاقه به گوش دادن كند. بيان قصهوار همان موردي است كه قرآن در بسياري مواقع جهت جذابيت و مؤثر بودن آموزش خاصي استفاه نموده است. در غير اين صورت كلاس خشك و خستهكننده ميشود.
نحوه فعال نگاهداشتن كلاس توسط معلم:
چگونه ميتوان كلاس پويا و پر تحرك داشت؟
جهت فعال نگهداري كلاس بايد مرتباً از بچهها كار كشيد. معلميني كه تمام مدت سخنران مطلق هستند معمولاً مواجه با كلاسي خوابآلود و بيتحرك ميشوند. با جملات سادهاي نظير: «خوب تا حال چه گفتيم»، «فكر ميكنيد بعد چه ميشود»، «كي ميتونه بگه»، «كي ميتونه سريعتر به جواب برسه»، «ميخواهم ببينم سرعت عمل كي بيشتره»، «تصور كنيد در اين شرايط هستيد چه ميكنيد» نظير اين پرسشها ميتواند باعث ايجاد كلاسي كاملاً فعال باشد. چنين سؤالاتي با ايجاد حس كنجكاوي بچهها را وادار به تفكر بيشتر روي موضوع مينمايد. به خصوص اگر محاسن مطالب يا كاربردهاي آنها در زندگي را بدانند. در واقع ايجاد انگيزه براي فهم بهتر مطالب را كردهايم و اين باعث ميشود مطالب بهتر جا بيفتند و باور يادگيري و اعتماد به نفس و تسلط روي موارد درس داده شده ايجاد ميگردد. زيرا در اين موارد نتيجه آن چيزي نيست كه معلم بيان كرده باشد بلكه بچه تصور ميكند نتيجه همان چيزي است كه خود به آن رسيده است.
نكته مهم ديگر ،عدم تكرار بيش از حد مطلب است. معلميني كه مطلب سادهاي را بارها تكرار ميكنند، باعث خستگي و بيحوصلگي كلاس ميگردند. روانشناسان معتقدند بيشترين گيرايي در يك سخنراني حدود بيست دقيقه اول ميباشد و معلميني كه تا ثانيههاي آخر كلاس موارد بسيار بسيار مهم را ميگويند بهتر است به حد كشش طبيعي كلاس نيز توجه داشته باشند.
علل لزوم پرسش درس از ديدگاه بچهها و معلمين
در مورد درس پرسي، معمولاً همكاران و شاگردان اتفاقنظر دارند كه اگر اين كار انجام نشود عملاً كارآيي كلاس پائين ميآيد. شاگردان ميگويند اگر بهترين معلم را هم داشته باشيم ولي مرتباً درس را از ما نخواهد كار يادگيري بسيار مشكلتر است. كلاً ايجاد سؤال باعث تحريك حس كنجكاوي و حركت بيشتر براي يافتن پاسخ ميشود. معلم ميتواند تمامي مطالب مهم جلسه قبل را به صورت سؤالهاي عمومي در كلاس مطرح كند، تا كليه مطالب مرور شوند و كلاس آمادهي پذيرش درس جديد گردد.
فصل دوم بررسي موارد تربيتي در امر تدريس
بررسي لحن اداي مطالب از ديدگاه بچهها و معلمين:
در اين مورد كه معلم نبايد يكنواخت صبحت كند، تقريباً همه اتفاقنظر دارند. معلم بايد در ضمن صحبت با تغيير لحن صدا، بلندي يا كوتاهي صدا، ايجاد مكث و سكوت، از يكنواختي صدا پرهيز نمايد. نكته ديگر مسئله صداي بلند در تدريس ميباشد شاگردان معتقدند برخي معلمين كه عادت دارند خيلي بلند تدريس كنند، آرامش كلاس را به هم ميزنند و توجه ما را به درس كاهش ميدهند.
نحوه برخورد معلم با دانشآموز (بعد عاطفي)
بچهها ميگويند ما نياز داريم كه به ما اعتماد به نفس داده شود و براي ما ارزش قائل شوند. تجربه نشان ميدهد معمولاً معلميني كه چند سال تدريس با يك كلاس خاصي را به عهده دارند، شناخت بيشتري روي بچهها پيدا كردهاند. اين معلمان معمولاً شاگردان را به نام صدا ميكنند و چون به خصوصيات بچهها آگاهند، پس موفقتر از حالتي هستند كه بخواهند به عنوان تازه وارد و غريبه وارد كلاس شوند، و با نگاه ناآشنا به چهرهها بنگرند، لذا اين خود نمايانگر اهميت شناخت روحيه دانشآموزان در فهماندن درس ميباشد.
بررسي بهترين روشهاي تشويق و تنبيه
يكي از روانشناسان ميگويد به هر كس اظهار اطمينان كنيد سعي خواهد كرد كه خود را لايق آن سازد. يادم ميآيد خود بچهها در بررسي روشهاي تشويق و تنبيه موفق، معتقدند: معلمي كه روحيه آنها را درك كند، با صحبتهاي موردي با افراد كلاس و نشان دادن اهميت به شخصيت بچه و تقويت اعتماد به نفس، باعث ايجاد علاقه در آنها ميگردد. ميگويند در اين صورت با كوشش بيشتري سعي ميكنيم رضايت او را به دست آورده و لايق اعتماد وي باشيم. لذا چنين معلمي بهترين تشويق را در مورد ما به كار بسته است.
اكنون ببينيم نظر خود شاگردان در مورد بهترين روش تنبيه چيست:
بچهها ميگويند بهترين روش تنبيه كم توجهي معلم به ما ميباشد. وقتي تمرين نگاه ميكند با دفتر ما كاري ندارد، سر كلاس درس اصلاً نگاهي به ما نمياندازد. ورقه امتحاني ما را نميگيرد و براي درس پرسي صدايمان نميزند. در آن صورت عذابآورترين لحظات را ميگذرانيم. برخي ديگر ميگفتند بدترين نوع تنبيه معلم همان چهره ناراحت وي است كه گاهي توأم با جملاتي نظير اينها ميشود «از تو توقع نداشتم»، «خيلي بيشتر از اينها انتظار داشتم»، «نا اميدم كردي».
نحوه تشويق موفق از ديدگاه روانشناسان:
گروهي از روانشناسان معتقدند تمجيد بايد واقعي باشد و آگاهانه و دقيق به كار رود و فقط هنگامي كه بچه كار موفقيتآميزي انجام داده از آن استفاده كنيم.
در مورد تشويق كردن دانشآموزان بايد در نظر داشته باشيم كه تشويقهاي ما بايد صميمانه و صادقانه و واقعي باشد. جملاتي نظير: «ميدانم كه آينده تو روشن است» ميتوانيم در دل دانشآموز نور اميدواري بتابانيم و بگذاريم اعتماد به نفس وجود وي را منقلب نمايد.
متأسفانه گروهي از معلمين كم تجربه معمولاً در برخورد با نقاط ضعف شاگردان به شدت عصباني ميشوند و شماتت، يعني راحتترين كار را انجام ميدهند نظير: «تو هيچي نميشي» «بياستعداد هيچي نفهم» «مهماني آمدي» و... با وي برخورد شديدي دارند و ناخودآگاه باعث فلج فكري بچه ميشوند. شايد در اين لحظات فراموش ميكنند، اگر معلمي عصبانيت خود را بروز دهد در واقع شكست خود را امضاء كرده است. يك معلم عصباني در واقع نشان ميدهد قدرت خودداري ندارم و از كوره در ميروم، من قدرت كنترل خود را ندارم در حالي كه قويترين مردمان آنانند كه خشم خود را فرونشانند لذا چنين معلمي در واقع به ضعف خود اعتراف كرده است.
نحوه برخورد با شاگردان ناسازگار:
مهمترين موردي كه معمولاً در اداره نظم و انضباط كلاس با آن مواجه هستيم همين مشكل نحوه برخورد با بچههاي ناسازگار است. برخي معلمان، به عنوان اولين قدم در مواجه با اينان از روش بيرون كردن شاگرد استفاده ميكنند. در حالي كه معلم در لحظهاي كه شاگرد را بيرون ميفرستد در واقع اعلام ميكند كه من تحمل مبارزه با تو را ندارم. يا به بيان كوتاهتر آنكه ميگويد «در مقابل تو من با زندهام». خود دانشآموزان كلاس نيز اين روش را نشانه ضعف معلم خود ميدانند. آنها به طور ناخودآگاه، احساس دلسوزي براي چنين شاگردي كه در جمع تنبيه شده را دارند. كه باز اين به نفع معلم نيست. پس چه بايد كرد.
به قول شاعر:
به شيرين زباني و لطف و خوشي تواني كه پيلي به موئي كشي
معمولاً ملايمت و خوشزباني خيلي بيشتر از غضب و درشتي در خلق نافذ ميافتد به قولي قطرهاي عسل بيشتر از خرواري زهر مگس را جلب ميكند پس اگر ميخواهيد كسي را با خود هم عقيده كنيد به ملايمت سخن آغاز كنيد و بكوشيد طوري صحبت كنيد كه طرف مقابل را مكرر به بله، بله گفتن وادار كنيد و طوري حركت كنيد كه هرگز كلمه نه را به زبان نياورد، در اين صورت طرف مقابل را براي پذيرفتن رأي و پيشنهاد خود، حاضر و آماده كردهايم. حس مسئوليت ايجاد كنيم به همراه تلقين اين جمله: «ميدانم از عهده آن بر ميآيي» كمكش كنيم تا بتواند خود را در جمع كلاس مطرح كند. اين نياز طبيعي خود را به نحو مطلوبتري ارضاء نمايد و مسئوليتهايي از قبيل رهبري يك گروه كوچك علمي، يا ساخت وسيله كمك آموزشي، يا نقد و بررسي يك فيلم آموزشي، تصحيح برخي تكاليف را به وي واگذار كنيم. معلم بايد اين باور را در آنها ايجاد كند كه زندگي امروز ما تصويري از زندگي آينده است اگر امروز خود را درست بسازيم فرداي ما نيز به شكل مطلوبي ساخته خواهد شد.
فصل سوم «روشهاي جلب توجه دانشآموزان»
شناسايي عوامل تباهسازي آينده
با شناسايي عوامل تباهسازي آينده يعني دشمناني كه قبلاً صحبتش را داشتيم ميتوان در مبارزه با آنها موفق بود:
1) دانشآموزي كه در مقابل درس و معلم خود احساس تعهد نميكند و با همكلاسهايش ناسازگار است فرد مفيدي براي جامعه آينده نخواهد بود و آينده بدي در انتظار دارد.
2) كساني كه نسبت به انجام وظايف خود كوشش نميكنند در كار و شغل آينده خود نيز احساس مسئوليت نخواهند داشت.
3) اگر از دوره كودكي و نوجواني به مراقبت و نگهداري وسايل خود عادت نكنيم و نظم و انضباط نداشته باشيم در اداره زندگي هميشه مشكل خواهيم داشت و فردي ناتوان و بيعرضه خواهيم بود. علاوه بر اين منظم بودن باعث صرفهجويي زيادي در وقت ما خواهد شد.
4) اگر از حالا با نشاط و روحيه شاد با دوستان خود بازي و تفريح نكنيم در آينده نيز فردي عبوس و غمگين خواهيم بود.
بررسي نقش روحيه معلم در امر كلاسداري:
روانشناسان ميگويند: اگر ميخواهيد محبوب باشيد همواره تبسم بر لب داشته باشيد.
دانشآموزان معمولاً معتقدند تحمل كلاسهايي با معلمين عبوس، بسيار خسته كننده و زجرآور است. نشاط توأم با لبخند معلم باعث جذابيت كلاس ميشود. حضرت علي (ع) ميفرمايد:
«گشادهرويي و خوش خويي، دام دوستي است و از دست دادن فرصت غم و اندوه ميآورد» «با خوش خويي و گشادهرويي ميتوان دامان مردم را به دست آرود با مردم چنان آميزش و رفتار كند كه اگر در آن حال مرديد بر جدايي شما بگريند و اگر زنده مانديد خواهان معاشرت با شما باشند.»
چگونه ميتوان روحيهاي شاد داشت:
شادماني يا خوشحال زيستن، آن است كه انسان ظرفيت لذت بردن از مواهب زندگي را داشته باشد و بايد لذت خوب بودن و مهرباني كردن و يا تدريس در كلاس و... را قدر بشناسيم و گرامي بداريم آنگاه خواهيم ديد كه چگونه زندگي تلخ به كام ما شيرين خواهد شد. فكر كنيم آنچه داريم فعلاً همين وضعيت است پس چطور با آن بسازيم تا لذت بيشتري با گذر عمر به دست آوريم. در زندگي لذتهاي كوچكي هست كه اكثريت مردم از آن غافلند مانند كمك به همنوع، تغيير روحيه افسرده بچهها، داشتن خانواده صميمي، داشتن دوستان خوب و يكدل، نوازش بچهاي كوچك، گوش دادن به
نياز به انجام كار گروهي در شاگردان:
معلم بايد دانشآموزان را براي مقابله با هر نوع حادثه يا پيشامدي آماده كند. كار گروهي عامل آمادهسازي بچهها براي نيل به پيروزي است. معلم بايد شاگردان را در ضمن درس، براي داشتن روحيه همكاري كمك كند. بسياري از معلمين معتقدند هنگامي كه كارها را بين دانشپژوهان تقسيم ميكنيم، باعث ميشويم خود آنها براي پيشرفت كارها نقشه بكشند و اين امر موجب ايجاد قدرت و سرعت توأم با نشاط در شاگردان ميگردد. لذا كلاس ايدهآلي خواهيم داشت كه در آن همه در حال تلاش هستند.
چگونه شاگردان را وادار به درس خواندن كنيم:
ايجاد ميل و انگيزه جزء مهمترين و مؤثرترين روشها ميباشد. با ايجاد دلخوشي و اعتماد به نفس، رغبت به انجام كار بيشتر ميگردد.
نياز به جلب توجه در دانشآموزان:
معلم با توجه به اين نياز شديد، بايد برخورد مناسبي با اين گروه سني داشته باشد. يكي از همكاران با تجربه، راز توفيق خود را، چنين بيان ميكرد:من در اولين جلسه، امتحان سادهاي از بچهها به صورت كتبي ميگيرم، تا هم سطح فعلي كلاس را بدانم و هم در حين كار، همينطور كه قدم ميزنم، نامهاي آنها را به خاطر بسپارم. نام هر كس براي خود، مهمترين كلمه ميباشد.